ما ناشادترين مردمان جهانيم. شادي به مفهوم واقعي آن يعني شادي روحي و باطني در زندگي ما تهي از معنا است. نه آن شاديهاي سطحي و گذرا كه جز تسكيني مقطعي نيست، بلكه شادي واقعي و پايدار كه در آن لذت روح و جان باشد و آدمها را سرشار از مهر به يكديگر و انرژي كند.
ما ناشادترين مردمان جهانيم. در سرزمين مولانا و حافظ و سعدي و خيام هستيم كه لُب كلامشان رسيدن به شادي و شادكامي است. ما در سرزميني هستيم كه پيام حكيمان و عرفايش نه سوگ و عزا كه شادي در وصل معشوق است. اما دريغ كه شعرها اين روزها به كار تفأل و استخاره ميآيند يا عروسكبازي و نه وصال معشوق!