تبليغاتX
پایان امپراتوری
کیست که نداند مردان بزرگ از درون کاخهای فرو ریخته به قصد انتقام بیرون می آیند انتقام از خراب کننده

ميدان چهار شير اهواز

سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري خوزستان و تهران تا كنون موضع شفافي درباره آنچه بر اثر فعاليت‌هاي سازمان قطار شهري در ميدان چهارشير و روي شهر ساساني "هرمزاردشير" و يك محوطه اشكاني در حال اتفاق افتادن است ، نشان نداده است.

آخرين خبرها از اهواز و مسير قطار شهري كه تاريخي 2500 ساله را نشانه رفته، از مطالعه باستان‌شناسي اين مسير توسط شركتي بنام "رواق گستر" ياد مي‌كند كه سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري خوزستان مدعي است از سوي پژوهشكده باستان‌شناسي در تهران به اين سازمان معرفي شده‌‌است.
در اين ميان مسئولان پژوهشكده در گفت و گو با ميراث خبر داشتن هرگونه اطلاعي را درباره اين شركت و تخصص كارشناسان آن تكذيب مي كنند.

پيگيري‌هاي خبرنگار ميراث‌خبر از مركز اطلاعات تهران و اهواز براي به دست آوردن شماره‌ تلفني از اين شركت به منظور گفتگو با مسئولان و كارشناسان آن نيز بي نتيجه ماند.

جستجو در اينترنت هم تنها به نام شركت "رواق‌گستر كارون" منجر شد بدون اينكه اطلاعي بيشتر از آن در اختيار اين خبرگزاري بگذارد.

"مجتبي گهستوني"، سخنگوي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي خوزستان(تاريانا) در گفتگو با ميراث‌خبر درباره انجام مطالعات باستان‌شناسي در مسير قطار شهري به ميراث خبر گفت:«هيچ كس تاكنون گروه باستان‌شناسي اين شركت را در حال بررسي و مطالعه اين مسير نديده است.»
سخنگوي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي خوزستان نيز از وجود اين شركت اظهار بي اطلاعي مي كند.

مسيري كه قرار است مورد مطالعات باستان‌شناسان اين شركت قرار گيرد پس از عبور از ميدان زرگان به فلكه شهيد بندر(چهارشير) و گذر از ميدان خليج‌فارس، سلمان فارسي و فلكه ساعت ،مسير را در ميدان كارگر شهيد شهابي به پايان مي رساند.

به گفته كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي خوزستان با گذشتن قطار شهري از اين مسير بخشي از شهر ساساني هرمز، يك محوطه اشكاني(پارتي) و بخشي از كانال‌هاي ساساني در كنار رودخانه كارون تخريب مي‌شود.


آسوده بخوابيد
آغاز اعتراض به تصميم سازمان قطار شهري به روزي بازمي‌گردد كه كارگران و مهندسان اين سازمان در ميدان چهارشير گرد آمدند تا كلنگ احداث مترو اهواز را به زمين بزنند.

ميدان چهارشير در ذهن شهروندان اين شهر نماد ملي است بنابراين واكنش و اعتراض‌ها خيلي زود از سوي نمايندگان اين شهر در مجلس شوراي اسلامي و دوستداران ميراث فرهنگي آغاز شد.

سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري در نخستين واكنش خود به اعتراض گروه‌هاي مختلف منكر انجام چنين پروژه‌اي شد.

"صادق محمدي"، رئيس سازمان در گفتگو با ميراث‌خبر ضمن اظهار بي اطلاعي از چنين عملياتي تاكيد كرد كه اين سازمان قطار شهري اگر تصميم به انجام چنين پروژه داشته باشد حتما از سازمان ميراث فرهنگي استعلام مي‌كند.

قطارشهري اهواز آثار تاريخي اين شهر را نشانه رفته‌است
به‌‌رغم تكذيب "محمدي"، عمليات سازمان قطار شهري و اعتراض گروه‌هاي مختلف ادامه داشت. تا اينكه محمدي ميدان چهارشير را فاقد ارزش تاريخي دانست و ثبت آن را در فهرست آثار ملي اشتباه خواند.
قطار شهري روي تاريخ اهواز خط مي كشد

اين اظهار نظر به واكنش تند به سازمان ميراث فرهنگي منجر شد و تاجايي پيش رفت كه "صادق محمدي"، قول داد تا انجام مطالعات باستان‌شناسي در اين مسير، هيچ فعاليت در اين محدوده انجام نمي‌گيرد.

از سوي ديگر "حسن فاضلي‌نشلي"، رئيس پژوهشكده سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري نيز در گفتگو چند باره با ميراث‌خبر از اعزام گروهي از باستان‌شناسان براي بررسي مسير قطار شهري خبر داد.


شهر هرمز اردشير كشف شد؟!
در تمام اين مدت اعتراض‌ها پيرامون ميدان چهارشير پيش مي‌رفت و هيچكس از تاريخ ساساني و اشكاني كه در مسير قطار شهري تخريب مي‌شد، ياد نكرد. تا اينكه " انجمن دوستداران ميراث فرهنگي خوزستان(تاريانا) در گفتگو با ميراث‌خبر وجود شهر ساساني "هرمز اردشير" و محوطه اشكاني را كه به سال 1310 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده بود ،يادآوري كرد.

سازمان ميراث فرهنگي منكر وجود شهر هرمز اردشير در مسير قطار شهري شد
واكنش "صادق محمدي"، رئيس سازمان خوزستان اين بار نيز به انكار وجود چنين شهري در اهواز منجر شد.

اعتراض‌ها ادامه داشت تا بار ديگر رئيس پژوهشكده سازمان ميراث فرهنگي اعلام كرد به زودي گروهي را براي بررسي اين مسير به اين اهواز اعزام مي‌كند. هرچند اين تيم هرگز از تهران به اهواز نرفت .

پس از چندي نيز سازمان ميراث فرهنگي خوزستان اعلام كرد مطالعات باستان شناسي اين مسير را به شركت به نام "رواق گستر" واگذار كرده است.
"رواق گستر" شهر هرمز اردشير را مطالعه مي‌كند
واگذاري مطالعات باستان‌شناسي به اين شركت به اعتراض "حسن فاضلي‌نشلي"، رئيس پژوهشكده سازمان منجر شد.

اين پژوهشكده معتقد است تمامي مطالعات بايد با اجازه اين معاونت انجام گيرد و انتخاب اين شركت بدون هماهنگي با پژوهشكده به اعتراض فاضلي‌نشلي منجر شد.

وي در گفتگو با ميراث‌خبر قول داد در نامه‌اي خواستار توضيح واحد پژوهشي استان خوزستان شود.

اما واحد پژوهشي سازمان ميراث فرهنگي خوزستان در گفتگو دوباره‌ خود با ميراث‌خبر درباره تخصص كارشناسان اين شركت اظهار بي اطلاعي كرد و مدعي شد اين شركت از سوي پژوهشكده سازمان ميرا ث فرهنگي در تهران به استان معرفي شده‌است. پژوهشكده چنين ادعايي را تكذيب كرد.

پژوهشكده رواق گستر را به "هرمز‌اردشير" نفرستاده است


يك سوال بي پاسخ؟!

يكي از سوالات مهمي كه در ابتداي امر ذهن رسانه‌ها و بسياري از علاقمندان و كارشناسان ميراث فرهنگي را به خود مشغول داشته و تا به امروز پاسخي قانع‌كننده بدان داده نشده لزوم انجام مطالعات و بررسي باستان‌شناسان در اين مسير است.

معمولا سازمان ميراث فرهنگي مطالعات شناسايي و بررسي را در زماني انجام مي‌دهد كه هيچ مطالعه‌اي روي محوطه مورد نظر انجام نگرفته باشد و از وجود داشتنن يا نداشتن يك اثر در مسير پروژه هاي دولتي اطلاعي در دست نباشد. اما اعلام انجام چنين مطالعاتي در مسيري كه آثارش در سال 1310 به ثبت در فهرست آثار ملي رسيده سوالات بي شماري را بوجود آورده‌است.

همچنين طبق قوانين ميراث فرهنگي هرگونه ساخت و ساز روي محوطه هاي تاريخي ثبت شده و نشده جرم محسوب مي‌شود. اما تا به امروز هيچ يك از قوانين مصوب و مشخص سازمان ميراث فرهنگي نتوانسته‌ شهر 1700 ساله هرمز اردشير و ساير آثار اين محدوده را از سرنوشت محتومي كه براي آنها رقم خورده نجات دهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 17:31  توسط مرد پارسي  | 

در کجای تاریخ ایران سراغ دارید که اموال شخصی دانشمند را به حراج بگذارند؟؟!!!! دانشمندی که تمام عمر خود را صرف کسب علم و انتقال آن به جوانان ایران کرد . دانشمندی که برای ایران و ایرانی افتخاراتی کسب کرد که شاید تا امروز و حتی سالها و سالها بعد از این هیچ شخصی نتواند افتخاراتی این چنین برای ایی مرز و بوم بیافریند .

دانشمندی که هر گونه امکانات علمی در خارج از کشور را رها کرد و با همه سختی ها برای خدمت به ایران بازگشت .

دکتر حسابی در دهه ۶۰ با به رهن گذاشتن خانه شخصی خود وامی ۵۰ میلیون تومانی از بانک برای سرمایه گذاری در راه پزوهش و پرورش جوانان این مملکت گرفت . حال با گذشت این همه سال و رسیرن وام به یک میلیارد تومان بانک خانه این دانشمند بزرگ را مصارده کرد . به راستی چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خانه ای که در حال حاضر موزه کتاب است و هر ساله در سالگرد مرگ این مرد بزرگ دانشمندان از سراسر جهان در این مکان گرد هم می آیند .

اینک کجایند آن دانشمندان و این دانش آموختگان راه حسابی ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 16:33  توسط مرد پارسي  | 

درود

شوربختانه ما آگاهی ای از تاریخمون نداریم و از اتفاقات ناخوشایندی هم که در اطرافمون داره میگذره بی خبریم و خودمان هم داریم تیشه به ریشمون میزنیم .

بالاخره ما باید با اتفاقاتی که در اطرافمون میفته ، با آگاهی و منشی سیاست مدارانه و الحاق اون به زندگی روزمره خودمون با اینگونه نا خوشایندی ها مقابله کرده و خودمان و جهانیان را از آنچه که بوده آگاه کنیم .

چندیست که در محافل داخلی و در سطح بین المللی با چالشی روبرو هستیم . این چالش انتخاب رسانه های مختلف داخلی و خارجی از روزنامه گرفته تا فیلمهای سینمایی و حتی نرم افزارهای کامپیوتری به جای واژه Persian از واژه تازه کشف شده Farsi استفاده میشود که نتیجه ناآگاهی خودمان است .


معضلى هفتادساله براى شناخت فرهنگ ايران در غرب

از چند ماه پيش كه موزه بريتانيا در لندن ميزبان نمايشگاهى كم نظير از آثار باستانى ايران با عنوان «The World of Ancient persia» (دنياى ايران باستان) است طبيعتاً بسيارى از ايرانيان مقيم انگلستان و حتى ديگر كشورهاى اروپايى، دوستان غيرايرانى خود را تشويق مى كردند تا از اين نمايشگاه بازديد كنند. بسيارى از همين غيرايرانيان ابراز شگفتى مى كردند كه چرا افرادى كه اهل ايران هستند آنها را به ديدار از نمايشگاهى درباره Persi ترغيب مى كنند؟! اين ابهام در سال گذشته، زمانى كه ايرانيان براى كاربرد عنوان Persian Gulf در نقشه هاى نشنال جئوگرافيك پافشارى مى كردند نيز به وجود آمد. بسيارى از غربيان با تعجب مى پرسيدند: «مدت هاست كه كشورى به نام Persia وجود ندارد. كشورهاى حاشيه اين آبراه هم همه عرب هستند؛ پس چه دليلى براى كاربرد Persian Gulf وجود دارد؟»!... از آنجا كه اين قضيه با مسائل بسيار مهمى درباره فرهنگ و تاريخ ايران در سطح بين الملل پيوند دارد جا دارد كه در همين جا به آن پرداخته شود.
سال ها است كه بحثى در بين است كه «ايران» و «زبان پارسى» را در زبان انگليسى به چه نامى بايد خواند؟ به روال گذشته:Persian و Persia يا آنگونه كه در سال هاى اخير رواج يافته: Iran و Farsi؟
بحث و جدل در اين زمينه، شايد به طور جدى به حدود پانزده سال پيش بازگردد. به زمانى كه احسان يارشاطر مقالاتى در نشريه «مطالعات ايرانى»، فصلنامه رهاورد، ماهنامه پارس و... به چاپ رساند و در ادامه، تعدادى انگشت شمار از چهره هاى علمى و فرهنگى ايران در خارج از كشور، موضوع را پى گيرى كردند. از آن زمان تاكنون بارها و بارها صفحات نشريات و تارنماهاى ايرانى در برگيرنده مطالبى از سوى موافقان و مخالفان كاربرد Iran/Persia و Farsi/Persian در زبان انگليسى بوده است. ولى شايد هنوز آن طور كه بايد و شايد موضوع به روشنى بيان نشده است. از آنچه تاكنون انتشار يافته برمى آيد كه گروهى از ايرانيان مى پندارند كه طرفداران كاربرد نام Persia و صفت Persian مى خواهند از اين عناوين در زبان پارسى بهره جويند. (و مثلاً بگويند: من اهل پرشيا هستم!) گروهى ديگر بر اين باورند كه Persia و Persian تنها مربوط به هزاران سال پيش است و امروزه دليلى براى كاربرد آن وجود ندارد. در اين نوشتار كوشش شده اين موضوع براى همه علاقه مندان و به ويژه هم ميهنانى كه زمينه اى نسبت به آن ندارند شكافته شود و تا حد امكان ابهامات موجود در اين باره برطرف گردد.

بيشتر كشورها و زبان ها در هر فرهنگ، نام ويژه خود را دارند. براى مثال، آلمانى ها زبان خود را «دويچ» (Deutsch) مى نامند، ما آن را «آلمانى» مى خوانيم و انگليسى زبان ها از واژه German استفاده مى كنند. مردم يونان، فنلاند، هندوستان و ژاپن كشور خود را «الاس»، «سومى»، «بهارات» و «نيپون» مى نامند ولى در سطح بين المللى Greece، finland، India، Japan ناميده مى شوند. اين تفاوت در نامگذارى زبان ها و كشورها به دلايل تاريخى در بيشتر فرهنگ ها و جوامع، به ويژه آنهايى كه داراى پيشينه تاريخى خاصى هستند ديده مى شود.

«ايران» و «زبان پارسى» هم از اين قاعده مستثنا نيستند. حدود ششصد سال پيش از ميلاد مسيح، زمانى كه يونانيان با هخامنشيان در ارتباط بودند نام persis را كه برگرفته از محل سكونت پادشاهان اين سلسله بود به كشور ما اطلاق كردند و ما هم متقابلاً (گرچه يونانيان كشورشان را Ellas مى خواندند) نام «يونان» كه در اصل تنها نام سواحل شرقى قلمرو آنها بود را به تمام سرزمين شان اطلاق كرديم. واژه يونانى Persis از همان دوران به عنوان نام رسمى كشور ما در اسناد و نوشته هاى مغرب زمين به كار برده شده و تنها در سده هاى بعد، هر كشور با توجه به ويژگى هاى زبان خود در آن تغييرات كوچكى داد: فرانسه زبان ها آن را Perse، آلمانى زبان ها آن را Persien و انگليسى زبان ها آن را Persia خواندند.

نام Persia (و يا ديگر معادل هاى آن) از آن زمان تا سال ،۱۹۳۵ چه زمانى كه ايران از شمال هند تا رود دانوب گسترش يافته بود و چه زمانى كه محدود به سرزمينى در خراسان فعلى بود به عنوان نام رسمى كشور در زبان هاى غربى مورد استفاده قرار گرفت. «Persia» به تبع افتخارات علمى، فرهنگى و سياسى كه ايرانيان در دوران باستان و دوران اسلامى از آن خود ساختند، بار معنايى خاص يافت تا اينكه در سال ۱۳۱۳/۱۹۳۵ دولت وقت ايران به دستور رضاشاه در عملى ناگهانى، بخشنامه اى به سفارتخانه هاى خارجى در تهران ارسال كرد و از آنان درخواست كرد كه در مكاتبات خود به زبان هاى غربى از نام Iran استفاده كنند .

به نظر مى رسد كه دو موضوع، انگيزه اصلى اين تصميم بوده است.

۱- گروهى تصور كرده و مى كنند كه Persia تنها برگيرنده استان فارس است. حال آنكه چنانچه در ابتداى همين مقاله به طور ضمنى اشاره شد نام كشورها در گذشته عموماً و به دلايل تاريخى از نام يك منطقه يا نژاد گرفته مى شده ولى در گذر زمان معناى اصلى خود را از دست داده و معناى فراگيرترى پيدا مى كرده است.

۲- عمل دولت وقت ايران در تغيير نام، مصادف با كشورگشايى آدلف هيتلر و ادعاى وى مبنى بر برترى آريايى ها بر ساير نژادها بود و برخى از دولتمردان ايران نيز مى پنداشتند كه نظر به معناى لغوى نام ايران، مردم جهان در برخورد با آن بلافاصله به آريايى بودن ايرانيان پى خواهند برد!


اما نتيجه كار كاملاً برعكس از آب درآمد و از رهگذر اقدام شتابزده دولت وقت ايران، پيامدهاى ناگوار فرهنگى يكى پس از ديگرى نصيب ايران شد:

در غرب (به استثناى تعدادى بسيار معدود) هيچكس متوجه ارتباط Iran با Persia نبوده و نيست و از آن گذشته به دليل شباهت بسيار زياد ميان نام غربى ايران و عراق (Iran-Iraq) اغلب ايران با اين واحد عربى تازه تاسيس در غرب ايران، اشتباه گرفته مى شود. از اينها گذشته تغيير نام Persia به Iran در زبان هاى غربى، تقريباً همزمان با فروپاشى امپراتورى عثمانى و پديدآمدن تعداد زيادى واحد سياسى جديد در منطقه بود. لذا از همان زمان تاكنون، بسيارى Iran را هم يكى از همين كشورهاى جديد مى پندارند و نمى دانند كه همان پرشياى سابق است. در يك كلام با تغيير نام، يك شكاف بزرگ ميان ايران و كليه سوابق فرهنگى اش در ذهن مردم دنيا پديد آمد.
بعدها در سال ۱۹۵۹ به كوشش تعدادى از شخصيت هاى سياسى و فرهنگى ايران شورايى با حضور احسان يارشاطر، سيدحسن تقى زاده، دكترى على اكبر سياسى، عيسى صديق، عبدالله انتظام و حسين علا تشكيل شد كه اين شورا پس از بررسى موضوع، به اقدام نادرست رضاشاه در تغيير نام كشور در زبان هاى خارجى پى برد و نتيجه بررسى خود را به دولت ايران ارائه كرد. دولت نيز استفاده از نام Persia را بدون مانع اعلام كرد ولى به دلايلى كه بر نگارنده هم روشن نيست «Persia» رسميت كامل نيافت. در برخى از مقالات اشاره شده به «دليل نارضايتى محافل بين المللى از تغييرات پى درپى نام كشور»، ولى براساس قوانين بين المللى، هر كشورى حق دارد نام رسمى خود را خودش انتخاب كند. مثال زنده كشور برمه است كه طى ساليان اخير بارها تغيير نام داده است و همه آن را پذيرفته اند. بايد اضافه كرد كه هنوز بخشنامه اى مبنى بر عدم اعتبار نام Persia در زبان هاى خارجى صادر نشده و اين نام گرچه در عرصه سياست امروز كمتر مورد استفاده قرار مى گيرد همچنان از اعتبار قانونى برخوردار است و خوشبختانه روز به روز ايرانيان و غيرايرانيان بيشترى از آن در زبان هاى اروپايى استفاده مى كنند.
صرفنظر از بحث در زمينه نام ايران در زبان هاى غربى، نام زبان پارسى (فارسى) در غرب همواره Persian (يا ديگر برابرهاى آن: Persan، Persisch و غيره) بوده است ولى در بيست وشش سال اخير به طور فزاينده اى در زبان انگليسى از عبارت Farsi و نه Persian استفاده مى شود.
ظاهراً در ميان جمعيت كثيرى كه در پى انقلاب ۱۳۵۷ به خارج از كشور كوچ كردند گروهى از اين موضوع كه نام انگليسى زبانشان Persian است بى خبر بودند و در محاورات خود با بيگانگان همان نام بومى زبان، يعنى Farsi را به كار مى بردند. از اين رو اين واژه نامانوس در زبان انگليسى قدرى معمول شد. جالب اينجا است كه Farsi حتى نام اصلى زبان ما نيست بلكه عربى شده «پارسى» است زيرا عرب زبان ها قادر به تلفظ حرف «پ» نيستند و اين حرف را در بسيارى از واژه هاى پارسى همچون اسپند، پيروز و غيره به «ف» تغيير داده اند. اين تغيير در بسيارى از ديگر واژه ها كه داراى حروف «ژ»، «گ» و «چ» هستند نيز رخ داده است

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 19:28  توسط مرد پارسي  |