تبليغاتX
پایان امپراتوری
کیست که نداند مردان بزرگ از درون کاخهای فرو ریخته به قصد انتقام بیرون می آیند انتقام از خراب کننده
گروهي بين المللي از باستان‌شناسان شواهدي را در ايران كشف كرده است كه نشان مي‌دهد ايرانيان باستان از نظر توان نظامي و مهارت‌هاي مهندسي با رومي‌ها برابري مي‌كرده‌اند.
اين گروه از باستان‌شناسان ايراني و بريتانيايي، مي‌گويند شواهد تازه از ديوار بزرگ گرگان بينشي اروپايي‌مدار نسبت به تاريخ جهان را به چالش مي‌گيرد. اين ديوار از ديواري كه به فرمان امپراتور آدريان در مرز انگلستان و اسكاتلند ساخته شد طولاني‌تر و از بسيaاري از بخش‌هاي ديوار بزرگ چين، بيش از هزار سال كهن‌تر است. حتي مي‌توان آن را طولاني‌ترين ديوار آجري جهان كهن دانست.
كانون اين ديوار كه به خاطر آجرهاي رسي بكار رفته در آن به مار سرخ نيز مشهور است، در ايران امروز واقع شده، اما يك سر آن از مرزهاي عراق امروزي آغاز و پس از عبور از استپ‌هاي قفقاز در شمال غربي ايران، به آسياي مركزي و شبه قاره‌ي هند در شرق ايران امتداد يافته است.
شناسايي هويت دقيق بانيان اين ديوار همواره براي باستان‌شناسان دشوار بوده اما اكنون يك گروه باستان‌شناسي از پژوهشگران ايراني و بريتانيايي موفق شده‌اند تاريخ ساخت آن را قرن‌هاي پنجم و يا ششم پيش از ميلاد تعيين كنند. به گفته‌ي اين باستان‌شناسان، اين ديوار در دوره‌ي امپراتوري ساساني، واپسين امپراتوري بزرگ ايران پيش از ورود اسلام به اين كشور ساخته شده است.
دكتر اِبِرهارد سَور به بي‌بي‌سي گفت اين يافته اهميت زيادي دارد زيرا نقطه نظر سنتي اروپا-محور باستان‌شناسان را به چالش مي‌كشد: "در زماني كه امپراتوري روم غربي در حال فروپاشي بود و امپراتوري روم شرقي نيز به شدت زير فشار بود، امپراتوري ايران توانسته نيروي انساني لازم براي خلق بنايي را ساماندهي كند كه به لحاظ عظمت، هيچ بديلي در جهان غرب ندارد." و با توجه به سطح عالي مهندسي اعمال شده در اين بنا، مي‌توان گفت كه مهندسي ايران و امپراطوري ساساني به خوبي با مهندسي امپراطوري روم رقابت داشته و يا حتي از آن پيشي گرفته است.
اين هيات باستان‌شناسي همچنين موفق به شناسايي كانال‌هاي انتقال آب، يك قنات و يك زنجيره قلعه در طول اين ديوار شده است كه به گفته آن‌ها، نيرويي بيش از 30 هزار نظامي را در خود جاي مي‌داده است. اما پروژه اكتشاف اين بناي تاريخي تمام نشده است. به گفته دكتر سَِور، تصويربرداري ماهواره‌اي و اطلاعات مردم محلي، باستان‌شناسان را قادر كرده كه سازه‌هاي قابل توجه ديگري را نيز در مسير اين ديوار شناسايي كنند.
irtools.info
+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 16:46  توسط مرد پارسي  | 

کشف ميخ‌هايي در اطراف اسکلت‌هاي بدست آمده از گورستان پهلوج و در پشت سد البرز در مازندران معماي تازه باستان شناسان در اين گورستان اواخر دوره ساساني شد. بررسي جنسيت اسکلت‌‌ها و ميخ‌هاي کشف شده نشان مي‌دهد احتمالا از اين ميخ‌ها براي نگه داشتن صفحه‌هاي چوبي، براي گور زنان استفاده مي‌شده است. اين نوع تدفين در گور مردان و کودکان ديده نشده است.
خبرگزاري ميراث فرهنگي: پژوهش‌هاي علمي و بررسي انسان شناسي روي اسکلت‌هاي گورستان پهلوج که در آن‌ها از "ميخ" براي آداب تدفين استفاده شده بود نشان داد که تنها در گور زن‌ها از ميخ استفاده شده و از آنجايي که سر تيز ميخ‌ها رو به بالا بوده، احتمال داده مي‌شود جهت نگهداري صفحه هاي چوبي مورد استفاده بوده است.

"فرزاد فروزانفر"، انسان شناس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در اين باره به chn گفت: «در گورستان پلوج نوع جديدي از آداب تدفين اواخر دوره ساساني کشف شده که نمونه آن پيشتر ديده نشده است. در اين نوع تدفين ميخ‌هايي سر و ته در زمين گذاشته شده و با توجه به اين كه سر تيز آن‌ها رو به بالا بوده، احتمالا از آن براي نگه داشتن صفحه‌اي چوبي استفاده مي‌شده است.»

پيش از اين کشف گورستاني منحصر به فرد متعلق به اواخر دوره ساساني و اوايل دوره اسلامي در پشت سد البرز مازندران، باستان شناسان را متعجب کرده بود.

در آيين تدفين اين گورستان ميخ‌هايي در اطراف اسکلت ها کشف شده است که متعلق به هيچ تابوتي نيست.

فروزانفر با تاکيد بر اين موضوع که در اين گورها از تابوت استفاده نشده است، به chn گفت: «تدفين‌ها به صورت تابوتي نبوده و زير اسکلت‌ها نيز اثري از چوب ديده نشده است. اما ميخ‌هايي جهت نگهداري از صفحه‌اي چوبي مورد استفاده بوده، زيرا آثار پودر قهوه‌اي چوب روي نوک تيز برخي ميخ‌ها ديده شده است.»

وي افزود: «اين ميخ‌ها تنها در گور زنان و دختران کشف شده و گور مردان و کودکان فاقد ميخ است. اين موضوع نشان مي‌دهد زنان در اين دوران با آيين و آداب خاصي تدفين مي‌شدند.»

گورها به صورت چاله‌اي کنده شده و از آنجا که فضاي گور بسيار تنگ است، جسد بدون تابوت در گور گذاشته شده و احتمالا با ميخ‌هايي که به صورت منظم در اطراف جسد کاشته شده، صحفه‌هاي چوبي در بالاي جسد و اطراف آن کار گذاشته شده است.

فروزانفر در توضيح اين مطلب به chn گفت: «زماني که فاصله ميخ‌ها را اندازه‌گيري کرديم، متوجه اندازه‌هاي واحدي شديم که در نهايت، در دو طرف اسکلت خطوط موازي را تشکيل مي‌دادند.»

وي همچنين درباره کشف توده هاي ميخ در بالاي سر و زير پاي اسکلت‌ها گفت: «وجود اين توده‌ها خيلي عجيب است و در حال حاضر پاسخي براي آن نداريم. اما احتمالا به آييني در تدفين زنان مربوط مي‌شود که از آن بي اطلاعيم.»

شواهد بدست آمده از تدفين زنان در اين گورستان نشان مي‌دهد احتمالا در اواخر دوره ساساني زنان از منزلت و جايگاه ويژه‌اي برخوردار بوده‌اند.

همراه اين ميخ‌ها برخي وسايل شخصي از قبيل قاشق‌هاي نقره، دستبند و مهره‌هاي فيروزه‌اي نيز کشف شده است.

سد البرز در حال حاضر مراحل تکميلي ساخت خود را طي مي‌کند و هم اکنون نيز آماده آبگيري است.

اين سد بعد از آبگيري، چندين محوطه باستاني متعلق به دوره عصر آهن (3200 سال پيش) و همچنين گورستان‌ها و محوطه‌هاي قرون اوليه اسلامي را غرق خواهد کرد.
irtools.info
+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 16:43  توسط مرد پارسي  | 

موجها خوابیده اند ، آرام و رام
طبل توفان از نو افتاده است
چشمه های شعله ور خشکیده اند
 آبها از آسیا افتاده است
در مزار آباد شهر بی تپش
 وای جغدی هم نمی اید به گوش
 دردمندان بی خروش و بی فغان
خشمنکان بی فغان و بی خروش
 آهها در سینه ها گم کرده راه
مرغکان سرشان به زیر بالها
 در سکوت جاودان مدفون شده ست
 هر چه غوغا بود و قیل و قال ها
 آبها از آسیا افتاد هاست
 دارها برچیده خونها شسته اند
 جای رنج و خشم و عصیان بوته ها
 پشکبنهای پلیدی رسته اند
 مشتهای آسمانکوب قوی
 وا شده ست و گونه گون رسوا شده ست
 یا نهان سیلی زنان یا آشکار
 کاسه ی پست گداییها شده ست
خانه خالی بود و خوان بی آب و نان
 و آنچه بود ، آش دهن سوزی نبود
 این شب است ، آری ، شبی بس هولنک
لیک پشت تپه هم روزی نبود
 باز ما ماندیم و شهر بی تپش
 و آنچه کفتار است و گرگ و روبه ست
گاه می گویم فغانی بر کشم
باز می بیتم صدایم کوته ست
باز می بینم که پشت میله ها
 مادرم استاده ، با چشمان تر
ناله اش گم گشته در فریادها
 گویدم گویی که : من لالم ، تو کر
 آخر انگشتی کند چون خامه ای
دست دیگر را بسان نامه ای
 گویدم بنویس و راحت شو به رمز
تو عجب دیوانه و خودکامه ای
مکن سری بالا زنم ، چون مکیان
ازپس نوشیدن هر جرعه آب
مادرم جنباند از افسوس سر
 هر چه از آن گوید ، این بیند جواب
گوید آخر ... پیرهاتان نیز ... هم
گویمش اما جوانان مانده اند
گویدم اینها دروغند و فریب
 گویم آنها بس به گوشم خوانده اند
گوید اما خواهرت ، طفلت ، زنت... ؟
من نهم دندان غفلت بر جگر
 چشم هم اینجا دم از کوری زند
گوش کز حرف نخستین بود کر
گاه رفتن گویدم نومیدوار
و آخرین حرفش که : این جهل است و لج
قلعه ها شد فتح ، سقف آمد فرود
و آخرین حرفم ستون است و فرج
 می شود چشمش پر از اشک و به خویش
می دهد امید دیدار مرا
 من به اشکش خیره از این سوی و باز
 دزد مسکین برده سیگار مرا
آبها از آسیا افتاده ، لیک
 باز ما ماندیم و خوان این و آن
 میهمان باده و افیون و بنگ
از عطای دشمنان و دوستان
 آبها از آسیا افتاده ، لیک
 باز ما ماندیم و عدل ایزدی
و آنچه گویی گویدم هر شب زنم
باز هم مست و تهی دست آمدی ؟
آن که در خونش طلا بود و شرف
 شانه ای بالا تکاند و جام زد
چتر پولادین ناپیدا به دست
 رو به ساحلهای دیگر گام زد
در شگفت از این غبار بی سوار
 خشمگین ، ما ناشریفان مانده ایم
 آبها از آسیا افتاده ، لیک
باز ما با موج و توفان مانده ایم
 هر که آمد بار خود را بست و رفت
 ما همان بدبخت و خوار و بی نصیب
 زآن چه حاصل ، جز با دروغ و جز دروغ ؟
زین چه حاصل ، جز فریب و جز فریب ؟
باز می گویند : فردای دگر
 صبر کن تا دیگری پیدا شود
 کاوه ای پیدا نخواهد شد ، امید
کاشکی اسکندری پیدا شود

مهدی اخوان ثالث
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 16:5  توسط مرد پارسي  | 



ادامه عكس ها ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 15:48  توسط مرد پارسي  |