در رابطه با ملت ایران، این شناسنامه، همان فرهنگ آن است که میراث مادی و معنوی ِ باقیمانده و در حال حاضر موجود، بخش اساسی و ستون فقرات آن می باشد.
چندی پیش با خواندن خبر نابودی بخش اعظم کتیبه ای که در بوشهر پیدا شده بود و سندی بر مالکیت تاریخی خلیج فارس محسوب می شد، و، همچنین نابودی سنگ نبشته های پایه ستونهای کاخ آپادانا، به این فکر افتادم که بین این حوادث با ساختن سد سیوند و غارت میراث فرهنگی و خارج کردن آن از کشور و قلب چهره های تاریخی در مجموعه های تلویزیونی، و تحریف آزادانه؟! و ابلهانه و وقیحانه تاریخ ایران توسط مردک بیسواد و مزدور وطن فروشی بنام پور پیرار (( ناصر بناکننده ))، و پادو های استعمار ( پان ترک و پان عرب ) و ساختن فیلم سیصد ( 300 ) در هالیوود و سخنان چند سال قبل ریچارد آرمیتاژ ( معاون اسبق وزارت امور خارجه آمریکا ) بر علیه ایرانیان و خشایار شاه و دفاع جانانه آنجناب از ترک زبانهای ساکن ایران؟! و تقاضای تبدیل ایران به بیست و یک کشور مستقل؟!!!!! و نوشته شدن مقاله در اشپیگل بر علیه کورش کبیر!!!، بواقع چه رابطه ای می تواند باشد؟
براستی چه اتفاقی رخ داده است که بیکباره و بگونه ای هماهنگ، باصطلاح
روشنفکر تبریزی سابقأ چپ و در حال حاضر نژادپرست ِ پان ترک، با ریچارد
آرمیتاژ و آقای ضرغامی ( رئیس سیمای جمهوری اسلامی )، هم موضع می شوند و
هر سه، تیشه برداشته و به ریشهء ملت ایران می زنند؟! ( 1 )
آیا این رخداد، براستی اتفاقی است؟
آیا مردم ایران، روشنفکران، نویسندگان و اندیشمندان، میهن دوستان و فعالین
سیاسی ملی - میهنی و همۀ کسانیکه هنوز هویت ایرانی خود را کتمان نکرده
اند، نباید با خود بیاندیشند که چه سیاست و چه دستهائی در کار است که
توانسته است بین دستگاه سیاست خارجۀ انگلیس و آمریکا، با برنامه ریزان صدا
و سیمای جمهوری اسلامی، و قومگرایان و پان ترکها و پان عربهای وطن فروش،
هماهنگی و هماوائی ایجاد کند؟!
آیا
غیر از اینستکه سیمای جمهوری اسلامی در تبریز و تهران، اکنون به اشغال پان
ترکها در آمده و نعل به نعل سیاستهای استعمار انگلیس را در جهت فروپاشی
فرهنگی ملت ایران به اجرا در می آورد؟
مسئولین
فعلی کشور باید به این سوال پاسخ دهند که این افراد چه کسانی هستند که از
یکسو به انتشار آزادانه آثار و نوشته ها و کتب ضد ایرانی مشغولند و در
دانشگاههای کشور و در روز روشن و در زیر سایهء مأمورین وزارت اطلاعات به
سخن پراکنی علیه ملت ایران و تاریخ و هویت او می پردازند و از دیگر سو
عواملشان در گوشه و کنار کشور به تخریب و نابودی فیزیکی آثار و اسناد و
ابنیهء تاریخی پیش از اسلام اقدام می کنند؟
آیا
مخالفت ظاهری! و یا حتی واقعی با صهیونیسم، می تواند مجوزی برای تهاجم به
اساس هویت ملی ملت ایران و تاریخ و فرهنگ و هنر و اندیشهء درخشان او باشد؟
چه
کسی این مجوز را برای شما صادر کرده است که بر اساس حقانیت ظاهری تفکر
خود!!، تیشه برداشته و به ریشه یک ملت کهنسال بزنید که هزاران سال پیش از
پیدایش عقاید شما، دارای عقیده، فرهنگ، تمدن و هویت مستقل و غیر وارداتی!
بوده است؟
نگارنده با وجدانی آزاد و در کمال صداقت و صراحت به تمامی ملت ایران و تک تک ایرانیان در ایران و در همۀ جهان هشدار می دهد؛ ایران، هرگز در تاریخ خود، مانند امروز در خطر نبوده است!
دشمنان تاریخی این ملت ( بخصوص استعمار حقیر انگلیس ) اینبار، اس و اساس و
بنیان تاریخی و هویتی ما را نشانه رفته اند. تهاجم همه جانبه، از آسیب
رساندن به آثار و ابنیه تاریخی و مخدوش کردن و نابود کردن و به سرقت بردن
آنها گرفته، تا تحریف تاریخ و شخصیت دزدی و تهاجم نرم افزاری به زبان
فارسی و ساختن فیلم و موسیقی و ... امثالهم، هماهنگ با ایجاد نفرت ملی و
قومی و مذهبی، آن سیاست کثیفی است که بصورتی پیگیر در طی بخصوص دهسال
گذشته، ادامه یافته و متأسفانه بخش اعظم روشنفکران و نویسندگان ایرانی را
نیز به دام انداخته است.
بیدار شوید!
دشمنان
ایران، کودکان و نوجوانان و نسل آینده را نشانه رفته اند. آموزش و پرورش
ایران، اکنون مورد تهاجم خاموش و نرم نوکران استعمار است!
کتابهای درسی از آثار و نوشته های ملی و میهنی و تاریخی، تهی گشته است!! تحریف و قلب تاریخ، جای حقیقت را گرفته است. آموزش و پرورش، تهی از احساسات و علایق ملی گشته است. به احساسات محلی و منطقه ای و قومی، آگاهانه!، دامن زده می شود تا نسلهای آینده ایرانی را در برابر هم قرار دهد!...
رادیو - تلویزیونهای محلی با گویشهای منطقه ای تقویت شده و همراه با مطبوعات محلی، در حال تضعیف بیش از پیش وحدت ملی، احساسات ملی و ایران دوستی، و همچنین آن ریسمان محکمی ( زبان فارسی ) است که برای هزاره ها، ملت ایران را در برابر تهاجمات گوناگون حفظ کرده است.
تهاجم خاموش دشمن را جدی بگیرید و با تمام توان، در هر عرصه ای که می توانید به میدان آمده، نوکران آشکار و پنهان استعمار و سیاستهای آنها را افشاء کنید!!!
(( 1 )) :
منظور؛
هسته هائی تشکیلاتی است که عمدتأ در آذربایجان و تهران و در محافل
روشنفکری و مطبوعاتی و ادارات دولتی ( بخصوص صدا و سیما و آموزش و پرورش
)، تحت عنوان هویت طلب!؟، به فعالیت نرم افزاری! گسترده مشغولند.
مرداد 1378
برگرفته از: http://maghalatemazdak.blogspot.com/2008/08/blog-post.html
_از تو ميخواهم يك روز،فقط يك روز به من فرصتي دهي تا ايران امروز را بررسي كنم.سوگند ميخورم كه پس از آن هرگز تمنايي از تو نداشته باشم.
_چرا چنين چيزي را ميخواهي؟به جز اين هرچه بخواهي برآورده ميكنم، اما اين را نخواه.
_خواهش ميكنم.آرزو دارم در سرزمين پهناورم گردش كنم و از نتيجه ي سالها نيكي و عدالت گستري لذت ببرم.اگر چنين كني بسيار سپاسگذار خواهم بود و اگر نه،باز هم تو را سپاس فراوان مي گويم.
خداوند يكي از ملائك خود را براي همراهي با كوروش به زمين فرستاد و كوروش را با كالبدي،از پاسارگاد بيرون كشيد.فرشته در كنار كوروش قرار گرفت.كوروش گفت: ((عجب!اينجا چقدر مرطوب است!)) و فرشته تاسف خورد.
_ميتواني مرا بين مردم ببري؟ميخواهم بدانم نوادگان عزيزم چقدر به ياد من هستند.
و فرشته چنين كرد.كوروش براي اينكار ذوق و شوق بسياري داشت اما به زودي نااميدي جاي اين شوق را گرفت.به جز عده ي اندكي،كسي به ياد او نبود .كوروش بسيار غمگين شد اما گفت:اشكالي ندارد.خوب آنها سرگرم كارهاي روزمره ي خودشان هستند.فرشته تاسف خورد.
در راه ميشنيد كه مردم چگونه يكديگر را صدا ميزنند:عبدالله!قاسم!...
_هرگز پيش از اين چنين نام هايي نشنيده بودم!!!
فرشته گفت:اين اسامي عربي هستند و پس از هجوم اعراب به ايران مرسوم شدند.
_اعراب؟!!!
_بله.تو آنها را نميشناسي.آخر آن موقع كه تو بر سرزمين متمدن و پهناور ايران حكومت ميكردي،و حتي چندين قرن پس از آن،آنها از اقوام كاملا وحشي بودند.
كوروش برافروخت: يعني ميگويي وحشي ها به ميهنم هجوم آورده و آن را تصرف كردند؟!پس پادشاهان چه ميكردند؟!!!
فرشته بسيار تاسف خورد.
سكوت مرگباري بين آنها حاكم شده بود.بعد از مدتي كوروش گفت:تو مي داني كه من جز ايزد يكتا را نمي پرستيدم.مردم من اكنون پيرو آييني الهي هستند؟
_در ظاهر بله!
كوروش خوشحال شد: خداي را سپاس! چه آييني؟
_اسلام
_چگونه آييني است؟
_نيك است
وكوروش بسيار شاد شد. اما بعد از چندين ساعت معني در ظاهر بله را فهميد .........
_نقشه فتوحات ايران را به من نشان مي دهي؟ مي خواهم بدانم ميهنم چقدر وسيع شده.
وفرشته چنين كرد.
_همين؟!!!
كوروش باورش نمي شد. با نا باوري به نقشه مي نگريست.
_پس بقيه اش كجاست؟ چرا اين سرزمين از غرب و شرق و شمال و جنوب كوچك شده است؟!!!
و فرشته بسيار زياد تاسف خورد.
_خيلي دلم گرفت ، هرگز انتظار چنين وضعي را نداشتم. ميخواهم سفر كوتاهي به آنسوي مرزها داشته باشم و بگويم ايران من چه بوده شايد اين سفر دردم را تسكين دهد.
فرشته چنين كرد، تازه به مقصد رسيده بودند كه با مردي هم كلام شدند.پس از چند دقيقه مرد از كوروش پرسيد:راستي شما از كجا مي آييد؟ كوروش با لبخندي مغرورانه سرش را بالا گرفت و با افتخار گفت:
ايران!
لبخند مرد ناگهان محو شد و گفت : اوه خداي من، او يك تروريست متحجّر است!
عكس العمل آن مرد ابدا آن چيزي نبود كه كوروش انتظار داشت. قلب كوروش شكست.
_مرا به آرامگاهم باز گردان.
فرشته بغض كرده بود: اما هنوز خيلي چيزها را نشانت نداده ام، وضعيت اقتصادي، فساد، پايمال كردن .............
كوروش رو به آسمان كرد و گفت: خداوندا مرا ببخش كه بيهوده بر خواسته ام پافشاري كردم، كاش همچنان در خواب و بي خبري به سر مي بردم.
و فرشته گريست.
رودیم ولی همنفس مردابیم
سیلی خور این زمانه کج تابیم
تاریخ به زیر آب فریاد کشید
کوروش تو به پا خیز که ما در خوابیم
(ایرج زبردست)
سد سیوند؛ «کاری که اسکندر نتواست انجام دهد»



صبح روز شنبه، تهران شاهد تجمع آرام گروهی از دانشجويان و علاقه مندان به تاريخ و ميراث فرهنگی، در اعتراض به آبگيری سد سيوند بود.
پس از اعلام رسمی آغاز آبگيری سد سيوند توسط محمود احمدی نژاد و در جريان سفر رياست جمهوری و اعضای دولت جمهوری اسلامی به استان فارس، اعتراض های پراکنده گروه های مختلف مردم، تشکل های دانشجويی و نهادهای مدنی بيشتر از سابق شده است.
از ساعت ۱۰ صبح روز شنبه نيز، گروه های مختلف دانشجويان و مردم، مقابل سازمان ميراث فرهنگی در خيابان آزادی تهران، گرد هم آمدند.
تعداد تجمع کنندگان در ساعت ابتدای برنامه حدود ۱۵۰ نفر بود که به تدريج بر نفرات حاضر افزوده شد و به بيش از ۵۰۰ نفر رسيد.
تجمع کنندگان خشمگين پلاکاردهايی با شعارهايی به نفع حفظ آثار فرهنگی و باستانی و در اعتراض به «بی توجهی دولت و سازمان ميراث فرهنگی» به خواسته هايشان در دست داشتند.
بر روی پلاکاردها اين جملات به چشم می خورد: «۳۰۰ =۳۰وند»، «اسکندر آسوده بخواب- محمود بيدار است»، «اسکندر به آتش کشيد- اين ها به زير آب می برند»، «کاری را که اسکندر تمام نکرد، اين ها کردند»، «ديگر نيازی به ۳۰۰ نيست»، «قسمت دوم ۳۰۰ با بازيگران ايرانی» و...
شرکت کنندگان در اين تجمع شعارهای تندی نيز عليه مسئولان سازمان ميراث فرهنگی و دولت سر دادند. از جمله: «رياست پاسخگو حق مسلم ماست» و «ميراث فرهنگی- خجالت خجالت».
حاضرين در اين برنامه با شعار «مشايی- استعفا استعفا» خواستار برکناری «اسفنديار رحيم مشايی» شدند و با جملاتی چون «مشايی- اسکندر، پيوندتان مبارک» رييس پرحاشيه سازمان ميراث فرهنگی را هدف اعتراض خود قرار دادند.
شرکت کنندگان در اين ميتينگ اعتراضی همچنين با سر دادن شعارهايی خطاب به مردم و رهگذران خيابان شلوغ آزادی، خواستار پيوستن آن ها به تجمع شدند. معترضين شعار می دادند: «ای ملت باغيرت - حمايت حمايت».
در لحظاتی نيز سرودهای «ای ايران» و «يار دبستانی» توسط حضار همخوانی شد که برگزارکنندگان اصلی ميتينگ از مردم خواستند سرود دوم را نخوانند؛ چرا که اعتقاد داشتند اين تجمع برنامه ای سياسی نيست و نبايد به حرکت های سياسی تعبير شود.
همچنين تراکت هايی برای آگاهی مردم درباره تجمع، موقعيت سد سيوند و شرايط منطقه «پاسارگاد» بين رهگذران و خودروهای عبوری توضيع شد. در دقايق پايانی نيز ضمن نامه ای اعتراض آميز به دولت، به نفع توقف آبگيری سد سيوند از شرکت کنندگان امضا جمع آوری شد.
در تمام نزديک به دو ساعت تجمع و ناآرامی خيابان آزادی، کارکنان سازمان ميراث فرهنگی و نيروهای انتظامی فراخوانده شده به محل، تنها نظاره گر بوده و با تجمع کنندگان برخوردی نداشتند.
اين در حالی بود که برای ساعتی مسير خودروها در خيابان وسيع منتهی به دو ميدان بزرگ انقلاب و آزادی کاملاً بسته و عبور و مرور مختل شد.
طبق برنامه، ساعت ۱۱و۳۰ تجمع به پايان رسيد و برگزارکنندگان از مردم خواستند با قطع شعارهايشان، محل تجمع را ترک کنند. ولی تا ساعتی بعد ترافيک مقابل سازمان ميراث فرهنگی همچنان کند و سنگين بود و گروه های مختلف به صورت پراکنده در اطراف سازمان ديده می شدند.
اغلب حاضرين در اين گردهمايی خيابانی معتقد بودند نتيجه اين تجمع از قبل مشخص بوده و دولت مصمم به آبگيری سد سيوند است. در مقابل، بودند کسانی که خوشبين تر به قضيه نظر داشته و اميدوارند دولت جمهوری اسلامی خواست مردم را اجابت و با جلوگيری از فعاليت سد مورد نظر، مانع از تخريب احتمالی منطقه تاريخی پاسارگاد شود.
بابك بختياري
تنها توجهي سطحي به رسانهها در همين چندماهه ما را از سير دهشتناك تخريب يادگارهاي فرهنگي آگاه ميكند: عبور مترو از كهنترين خيابان درختي زندهي جهان (چهارباغ)، تغيير مسير راهآهن براي عبور از حريم منظر نقش رستم، كندن آبراهها در كنار بناي تازه بهثبت جهاني رسيدهي بيستون، سبز شدن يكبارهي دكلهاي برق در حريم مجموعهي تاريخي – فرهنگي توس، تلاش براي اكتشاف نفت در كنار تنها زيگورات سالم جهان (در حاليكه ميادين مشترك نفتيمان بدون تلاشي از سوي ما در حال تخليه از سوي همسايگان است)، ساخت سازهاي تجاري با ارتفاع غيرمجاز در حريم درجهي يك برج قابوس (شاهكار دورهي سلجوقي)، آبگيري بيسروصداي كارون سه و به زير آب رفتن بخشي از تاريخ عيلامي، طرح ساختن مغازه بهجاي بخشي از شبستان مسجد جامع صفوي تهران، نابودي آثار باستاني اولتانقالاسي دشت مغان، در آستانهي نابودي قرار گرفتن تاق ساساني گرا و دژ اشكاني كوه خواجهي سيستان، ...
بر اساس همين اطلاعات نيز هياتهاي خارجي و ايراني متحد شدند و كاوشهاي باستانشناسي در محدده آبگيري سد سيوند نيز آغاز شد.
اكنون دو سال از نخستين فعاليتهاي باستانشناسي دره بلاغي ميگذرد و به هر ايراني ثابت شده در اين دره باستاني چه ارزش تاريخي و باستاني خفته است.
كورههاي 7 هزار ساله پخت سفال كه برخي از آنها سالم مانده و دو كوره نيز به پايگاه پاسارگاد منتقل شده است، بقاياي روستايي از دوره هخامنشي كه گورستان اين روستا نيز در نزديكي خود محدوده روستا واقع شده است، كشف بقاياي سازههاي توليد نوشيدني از دوره ساساني كه در تمام ايراني بينظير دانسته شده است، كشف خانههايي متعلق به مرداني كه 7 هزار سال پيش در دره بلاغي ميزيستند، خرفتخانههاي هخامنشي، گورستانهاي ساساني، كورههاي فلزگري اسلامي، محوطههاي مسكوني متعلق به دوره ساساني و بسياري آثار و محوطههاي باستاني و تاريخي ديگر كه در كاوشهاي باستانشناسي هياتهاي ايراني و خارجي شناسايي شد، بهترين گواه وجود ميراثي گرانبها است كه به نظر ميرسد از سد سيوند هم گرانبهاتر باشد.
گروه استان ها، حسن ظهوري: بررسي هاي ژئوفيزيک در بخش شمالي محوطه 64 تنگه بلاغي منجر به کشف سه مجموعه ساختماني با واحدهاي متعدد مربوط به دوره فرا هخامنشي تا دوره ساساني شد.
بررسي هاي ژئوفيزيک به تازگي و در وسعتي به ابعاد دو هکتار براي شناسايي بخش هاي مسکوني محوطه 64 و ديوار حائل اين محوطه با گورستان محوطه 65 انجام گرفته است.
به گفته سرپرست ايراني هيات ايران و لهستان در تنگه بلاغي اين بررسي ها نشان مي دهد سه مجموعه ساختماني در محوطه اي که به نام 64 خوانده مي شود ، مدفون مانده است که به دوره هاي پس از هخامنشي مربوط مي شود.
«علي اسدي» در اين مورد به ميراث خبر گفت: «نقشه هاي ژئوفيزيک نشان مي دهد که اين سه مجموعه ساختماني واحد هاي متعددي دارند که هنوز از کاربري آن ها اطلاعي در دست نيست. به نظر مي رسد که اين مجموعه معماري شامل واحدهاي مسکوني باشد.»
بررسي هاي ژئوفيزيک اين امکان را براي باستان شناسان فراهم مي کند تا بدون حفاري، از آنچه طي ساليان طولاني در زير خاک مدفون مانده اطلاع کسب کنند.
به گفته اسدي ميان مجموعه ساختماني که محوطه 64 را تشکيل مي دهد و گورستان ساساني که محوطه 65 است ديواري قرار گرفته که با بررسي هاي ژئوفيزيک مشخص شد، اين ديوار فضاهاي ساختماني را از گورستان جدا مي کرده است.
سرپرست ايراني هيات ايران و لهستان در اين باره گفت: «آنچه براي باستان شناسان ناشناخته باقي مانده اين است که گورستان به دوره ساساني مربوط است اما مجموعه ساختماني به دوره پس از هخامنشي مربوط مي شود. به همين دليل قرار است با انجام کاوش هاي باستان شناسي رابطه گورستان را با فضاهاي ساختماني مشخص کنيم.»
قرار است سال آينده کاوش در اين محوطه باستاني آغاز شود. اين مجموعه ساختماني از جمله بخش هاي تنگه بلاغي است که با آبگيري سد سيوند غرق مي شود.
سد سيوند در 18 کيلومتري پاسارگاد واقع شده که با آبگيري کامل آن 130 اثر باستاني در آن محدوده زير آب مي رود. هم اکنون با تعامل ميان پژوهشکده باستان شناسي و مسئولان سد، دومين فصل کاوش در تنگه بلاغي با حضور هياتي ايراني و آلماني براي جستجوي زندگي پيش از تاريخي در اين تنگه آغاز شده است.
در صورت پایان ساخت سد «سیوند» فارس
٢٠٠٠ سال تمدن ايرانی به زير آب میرود
● در صورت پایان ساخت سد «سیوند» فارس دو سايت جهانی - تاریخی پاسارگاد و پرسپوليس به زیر آب می رود
● روزنامه گاردين: سرعت ساخت این سدها و میزان خرابیای كه به بار خواهند آورد، دانشمندان و اعضای سازمان ملل را شوكزده كرده است
● مرعشي، رييس قبلي سازمان ميراث فرهنگي: نميتوان سدسازي كه لازمه تمدن امروز و فرداي ايران است را فداي حفظ آثار تاريخي كرد
● كانون مدافعان حقوق بشر از مجريان سد سيوند شكايت ميكند