







شيوهي رزم
پارتها چون از فن محاصره و قلعه گيري اطلاعي نداشتند اگرهم در بعضي از جنگها اسباب و آلات محاصره روميان را به غنيمت مي بردند آنها را بي درنگ خراب و منهدم ميساختند. از ارابه هاي داسدار و گردونه هاي دوره هخامنشيان در ارتش اشکاني اثري ديده نمي شود زيرا شيوه هاي رزمي و عمليات سواره آنها اقتضاي استعمال ارابه ها را نميکرده است.
پارتها در فصل زمستان زياد مايل به جنگ نبودند وبعضي از مورخين رومي اين طور تصور مي کنند که چون مهارت آنها بيشتر در تيراندازي بود و در فصل زمستان به علت رطوبت هوا زه کمانها سست مي شد، تيرهاي آنها کاري نبود. ولي بيشتر آنها براين عقيده هستند که چون تأمين عليق قسمتهاي بزرگ سوار در فصل زمستان نامقدور بود و اسبها از کمي عليق ناتوان و بي پا مي شدند، از اين رو حتي الامکان در اين فصل از جنگ احتراز ميورزيدند.
سوارهاي پارت در موقع حمله به دشمن رجزخواني و هياهو مي کردند و طبلهاي کوچکي به قاچزين آويخته بودند که با زدن دسته جلو بر آنها غلغله و صداي زياد راه مي انداختند.
در موقع مذاکره صلح رسم پارتها اين بود که زه کمانها را مي گشودند و با اين حال به دشمن نزديک ميشدند. براي حمل آذوقه و عليق و لوازم جنگي و بخصوص مقدار زياد تيري که با خود حمل مي کردند پارتها داراي بنههاي مرتب بودند و بيشتر از وجود شتر و ارابه استفاده ميکردند.
دستاوردهاي نظامي
با همين سواره نظام رشيد و پرطاقت بود که پارتها توانستند لژيونهاي فاتح و شکست ناپذير امپراطوري روم را در ساحل فرات و دجله متوقف سازند و سرداران معروف و مغرور رومي را مانند کراسوس در نبرد « حران » نابود ساخته و قواي آنتوان (آنتوني) سردار ديگر رومي را در مادكوچك( آذربايجان) طوري شکست بدهند که سردار مزبور با تن دادن به عقب نشيني خفتآوري فقط جان خود را از چنگال سوارنظام رشيد پارت نجات دهد. ژوستن مورخ رومي در توصيف سلحشوري سوارنظام پارت اينطور مي نويسد:
«بايد با حيرت و تحسين به مردانگي و دلاوري پارتها نگريست. چه پارتها دراثر رشادت و جنگآوري نه تنها مردماني را که برايشان سيادت داشتند تابع خويش ساختند بلکه دولت روم را در زماني که به اوج قدرت خود رسيده و سه مرتبه با بهترين سردارانش به ايران حمله ور شد، شکست دادند و در نتيجه معلوم شد پارتها يگانه مردمي هستند که نه فقط با روميها برابرند بلکه فاتح لشکر روم بشمار مي آيند».
منبع:
1- علي اصغر حكمت و جمعي از نويسندگان ، ايرانشهر ، چاپ يونسكو
برگرفته از: http://www.phalls.com