داريوش اولين و بزرگترين سازمان جاسوسي را در 2500 سال پيش با نام «اسپزگان و گاوشگان» بنا نهاد !!!
در حالي كه قدمت سازمان هاي جاسوسي در اروپا و آمريكا از قبيل «سيا» و «ام آي 6» به بيش از 200 سال نمي رسد، اولين و بزرگترين سازمان جاسوسي ايران در 2500 سال را داريوش با نام «اسپزگان و گاوشگان» بنا نهاد.
سازمان «اسپزگان و گاوشگان» يا به قول يونانيان «افدالموس بازيلئوس» نام سازمان جاسوسي داريوش بزرگ است. در ايران به اين سازمان، سازمان چشم و گوش شاه مي گفتند. يونانيان نام «بازيلئوس اوتا» هم روي آن گذاشته اند. اسپزگان به معني «آنانكه دزدانه يا مخفيانه مي نگرند» و گاوشگان به مفهوم «آنانكه دزدانه گوش مي دهند، يا استراق سمع مي كنند» است.
وجود «اسپزگان و گاوشگان» يا «چشم و گوش شاه» به علت شورش ها و ناآرامي هاي بعد از به تخت نشستن داريوش الزامي بود. داريوش براي مقابله با ناآرامي ها و شورش هاي سرزمين هاي تحت حكومت خود، افرادي را به كار گرفت تا اخبار هر شهري را مخفيانه به اطلاع او برسانند. ايجاد چنين سازماني موجب شد تا شورش هاي زمان او در عرض كمتر از يك سال فرو نشيند. داريوش براي سهولت كار افراد سازمان جاسوسي خود، كشور را به بيست يا بيست و دو استان يا ولايت يا ساتراپ تقسيم كرد. او اين تقسيم را به خاطر ايجاد سهولت در وصول ماليات، كنترل بر اوضاع ايالات، ايجاد امنيت و تشكيل ارتش منظم انجام داد. اخبار مربوط به امور مملكتي از جمله توطئه ها توسط اين ماموران جاسوس جمع آوري مي شد و توسط پيك هاي سريع السير به مركز و به شخص شاه انتقال داده مي شد. پيك ها در كاروانسراهاي بين راه توقف كرده و اطلاعات و اخبار را به افرادي كه به آنها دبير گفته مي شد و در كاروانسراها مستقر بودند، تسليم مي كردند. ماموران در اين كاروانسراها استراحت كرده و اسب هاي تازه نفس دريافت مي كردند و بدين ترتيب اخبار به پايتخت مي رسيد. اما اين اخبار در پايتخت، نخست به شخص دوم مملكت يا «هزارپت» گزارش مي شد. «هزارپت» اين اخبار را خلاصه كرده و به استحضار شاه مي رساند. شاه هم پس از دريافت خبر دستورات لازم را مي داد.
اين سازمان زير نظر مدير يا رياستي بود كه شاه تعيين مي كرد. اولين رييس اين سازمان «اتانا» يكي از 7 يار داريوش بود. او يكي از 7 تني بود كه داريوش را در نشستن به تخت ياري كرده بود.
عده اي باني سازمان امنيت و جاسوسي را «ديااكو» اولين پادشاه ماد مي دانند و عقيده دارند كه داريوش متحول كننده آن است. اما آنچه روشن است اين است كه چنين سازماني بدين شكل پيشرفته و منظم ابتكار شخص داريوش بزرگ بوده است.
اين ايده نبوغ آميز او، باعث شد كه هر كدام از مقامات لشكري و كشوري جداگانه و مستقيما در برابر شاه مسئول باشد. زيرا با وجود «چشم و گوش» هاي شاه كوچكترين خطايي از طرف مسئولان از نظر آنها مخفي نمي ماند. افراد اين سازمان، افرادي تعليم ديده بودند. آنها در استراق سمع، تخصص داشتند و براي مخفيانه نگاه كردن، آموزش ديده بودند. افراد اين سازمان، تحت آزمايش هاي مختلف قرار گرفته و پس از اثبات وفاداري آنها به شخص شاه به كار گماشته مي شدند.